معنی پوریای ولی
9 بازدید
[ رِ یِ وَ ] (اِخ) پهلوان محمود خوارزمی ملقب به پوریای ولی و نیز ملقب به قتالی. اصل او از مردم گنجه است. شجاعی عارف بود. او را مثنویی است بنام کنزالحقائق. وی بسال ۷۲۲ هـ . ق. در خیوق درگذشته است. رجوع به تذکرهٔ صبح گلشن و قاموس الاعلام ترکی و ریحانة الادب و مجالس العشاق شود. از اوست: آنیم که پیل [چرخ ] برنتابد لت ما بر چرخ زنند نوبت شوکت ما گر در صف ما مورچه ای گیرد جای آن مورچه شیر گردد از دولت ما. و نیز او راست: بهشت و دوزخت با تست در پوست چرا بیرون ز خود میجوئی ای دوست. و هم از اوست: افتادگی آموز اگر طالب فیضی هرگز نخورد آب زمینی که بلند است. دربارهٔ پوریای ولی افسانه هایی در میان پهلوانان و زورخانه کاران رایج است.
کلمات همقافیه با «پوریای ولی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لی» برای سرودن شعر