معنی پودهکباب
6 بازدید
[ دَ / دِ کَ ] (اِ مرکب) کبابی که از گوشت خوابانیده و تُرد و نرم کرده سازند؛ و در بعضی فرهنگها کبابی که گوشت آن نرم بکوبند و سپس بسیخ بریان کنند: دلم تنوره و عشق آتش و فراق تو داغ جگر معلق بریان و سلّ پوده کباب.طیّان.
کلمات همقافیه با «پودهکباب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اب» برای سرودن شعر