معنی پو
9 بازدید
(اِ) رجوع به پوئیدن و پو گرفتن شود.[ پُ ] (اِخ) بزرگترین رود ایتالیا است که در قسمت شمالی این کشور حوضهٔ بزرگی تشکیل میدهد. منبع این رود در کوه وزو و از سلسلهٔ جبال آلپ واقع در حدود ایتالیا و فرانسه میباشد از اینجا رو بسوی مشرق جریان خود را آغاز میکند و از میان شهرها و قصبه های کارینیان، تورینو، کازال، پلزانس کرمونه و گوآستاله میگذرد و پس از طی مسافت ۲۵۰هزارگز به دو شاخهٔ بزرگ و شعبات چند منقسم شده به خلیج وندیک میریزد. از طرف چپ کوههای آلپ و از طرف راست جبال آپنین بر این رود احاطه دارد نهرهای بسیاری هم که از یکی دو سلسلهٔ جبال نبعان دارد وارد این رود میشود. مهمترین انهاری که از طرف چپ به رود مزبور وارد میشود: دریا ربپاریا،استوریا، دوریا بالیتا، سسیا، تسین، آدا، اولیو، مینچو، و عمده ترین نهرها که از جانب راست بدو ملحق میگردد عبارت است از: تاناریو، اسکریویا، تربیا، تارو لنچه، کروستولو، سکیا، یا ناروورتو، و علاوه بر این در نزدیکی مصبّ خویش بوسیلهٔ چند شعبه با نهر آدیج ارتباط و اختلاط پیدا میکند. در ساحل این رود سدهای بسیار قدیمی دیده میشود چه در موسم بارانها از همان زمانهای قدیم طغیان میکرده و مجاورین رود خود را دچار خسارت میساخته است. سیر سفائن در این رود کار دشواری است از آنکه آب آن ماسهٔ بسیاری با خود آورده و دهانه را سد میکند. حوضهٔ این رود دشت بسیار باصفا و پهناوری است و حاصلخیزترین قسمت اراضی ایتالیا بشمار میرود. محصول کلی آن برنج است نام باستانی این رود اریدانوس است و در زمان رومیان به پادوس مشهور بوده است.[ پُ ] (اِخ) نام شهر مرکزی ایالت پیرنهٔ سفلای فرانسه. در ساحل رود گارد پو در ۷۵۷ هزارگزی جنوب غربی پاریس دارای ۳۸۹۶۲ تن سکنه و موزه و کتابخانهٔ بامنظرهٔ باصفا، و قصر قدیمی و تفرجگاه عمومی و تآتری زیبا و دباغ خانه های متعدد، بنگاههای رنگرزی، و کارخانه های پارچه بافی و شراب بسیار خوب. این شهر مولد هنری چهارم پادشاه فرانسه است و مجسمه ای از او در میدان شهر برپاست.
کلمات همقافیه با «پو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «پو» برای سرودن شعر