معنی پهن پازن
6 بازدید
[ پِ هِ زَ ] (نف مرکب) که پهن پازند، که سرگین سم داران را که برابر آفتاب گسترده باشند خشک شدن را، با پای بگرداند. رجوع به پِهِن شود. || مجازاً ولگرد. بیکار. هیچکاره. که کاری را نشاید.
کلمات همقافیه با «پهن پازن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زن» برای سرودن شعر