معنی پهن و دراز
5 بازدید
[ پَ نُ دِ ] (ترکیب عطفی، ص مرکب) عریض و طویل. باعرض و طول. دارای پهنا و درازا: یکی خانه دیدند پهن و دراز برآورده بالای او شست باز.فردوسی. ابلنداح؛ پهن و دراز شدن. فراخ شدن جای. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «پهن و دراز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «از» برای سرودن شعر