معنی پهند
8 بازدید
[ پَ هَ ] (اِ) دامی باشد که بدان آهو گیرند. (برهان). تله : چون نهاد او پهند را نیکو قید شد در پهند او آهو.رودکی.
کلمات همقافیه با «پهند»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ند» برای سرودن شعر