معنی پهناور گردانیدن
7 بازدید
[ پَ وَ گَ دَ ] (مص مرکب) پهناور کردن. فراخ و متسع گردانیدن: شبح الشی ء؛ پهناور گردانید چیزی را. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «پهناور گردانیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر