معنی پهلو گرفتن
6 بازدید
[ پَ گِ رِ تَ ] (مص مرکب) (...کشتی)، بساحل پیوستن آن. بکران آب آمدن آن. بساحل آمدن آن : کشتی خاص خلیفه پو گرفت در کران اندر زمان پهلو گرفت.دهخدا.
کلمات همقافیه با «پهلو گرفتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر