معنی پهلو دزدیدن
5 بازدید
[ پَ دُ دی دَ ] (مص مرکب) خویشتن را بازداشتن از چیزی بنهجی که کسی بر آن مطلع نشود. (غیاث) (آنندراج): بغیر از تکیه ام کز سیم و زر دزدیده پهلو را غنی، از پهلوی من هر تهیدستی توانگر شد. غنی.
کلمات همقافیه با «پهلو دزدیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر