معنی پهلوی‌دژ

معنی پهلوی‌دژ

6 بازدید
[ پَ لَ دِ ] (اِخ) دهی مرکز دهستان پهلوی دژ بخش بانهٔ شهرستان سقز، واقع در ۲۱ هزارگزی جنوب خاوری بانه و ۳ هزارگزی عباس آباد و ۵ هزارگزی مرز ایران و عراق. کوهستانی سردسیر. دارای ۱۶۵ تن سکنه. آب آن از چشمه. محصول آنجا غلات و توتون و ارزن و گردو و زغال و مازوج و قلقاف. شغل اهالی زراعت. راه مالرو است. پاسگاه انتظامی دارد. نام قدیم آن ننور بوده است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۵).
[ پَ لَ دِ ] (اِخ) نام یکی از دهستانهای هفتگانهٔ بخش بانهٔ شهرستان سقز. این دهستان در جنوب باختری بخش واقع شده و محدود است از طرف شمال بدهستان سبدلو، از باختر بدهستان سرشیو، بخش مرکزی سقز. از طرف خاور بدهستان پشت آربابا از بخش بانه، از طرف جنوب بمرز ایران و عراق. منطقه ای است کوهستانی و جنگلی، هوای آن سردسیر، آب آن از چشمه سارهای متعدد. سرچشمهٔ دو رودخانه بنام سلیمان بیک و بوین در این دهستان یعنی در کوههای بین این دهستان و سرشیو است و هر دو رودخانه در دهستان پشت آربابا بهم ملحق میشوند و تشکیل رودخانهٔ نیروان را میدهند. بلندترین قلهٔ کوههای مرز در این دهستان کوه کوته رش میباشد که ۲۸۴۲ گز از سطح دریا ارتفاع دارد. از قلل مرتفع بین این دهستان و دهستان سرشیو قلهٔ کوه هفت تاش را میتوان نام برد که ۲۴۴۶ گز ارتفاع دارد. گودترین نقطهٔ دهستان اراضی آبادی شترمل میباشد که ۱۵۲۵ گز ارتفاع دارد. محصول عمدهٔ دهستان غلات و مختصر حبوبات و لبنیات و انواع محصول جنگلی از قبیل مازوج، سقز، قلقاف و غیره است. شغل سکنه زراعت و گله داری و تهیهٔ زغال و هیزم است. این دهستان از ۳۰ آبادی کوچک تشکیل شده و سکنهٔ آن در حدود ۳ هزار تن است. قراء مهم آن بشرح زیر است: پهلویدژ، بوین بالا و پائین، کانی ناو، دوسینه. زبان مادری ساکنین دهستان کردی است. راههای دهستان مالرو است و فقط تابستان و فصل خشکی از بانه تا آبادی عباس آباد اتومبیل میتوان برد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۵).
[ پَ لَ دِ ] (اِخ) یکی از بخشهای شهرستان گنبد قابوس که نام فعلی آن آق قلعه است. این بخش در قسمت مرکزی دشت و طرفین رودخانهٔ گرگان واقع و محدود است از شمال به بخش اترک و از جنوب ببخش مرکزی شهرستان گرگان و از خاور ببخش مرکزی گنبد قابوس و از باختر ببخش گمیشان. هوای بخش معتدل مرطوب و مالاریائی ،آب آشامیدنی ساکنین از رودخانهٔ گرگان، محصول عمده غلات و حبوبات و صیفی و لبنیات. شغل اهالی زراعت و گله داری است. این بخش از ۲۰ آبادی تشکیل شده و جمعیت آن در حدود ۱۲ هزار تن است. مرکز بخش قصبهٔ آق قلعه و قراء مهم آن عبارت است از: دازویلقی که از چند آبادی تشکیل شده، دوگونچی، صحنه بالا، محمد آلق، دوجی، کسلخه. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۳).
[ پَ لَ دِ ] (اِخ) قصبهٔ مرکز بخش پهلوی دژ. که نام فعلی آن آق قلعه است. این قصبه در ۱۸ هزارگزی شمال گرگان کنار رودخانهٔ گرگان واقع است. و از دورهٔ صفویه پل آجری روی رودخانهٔ گرگان باقی است. بعد از سال ۱۳۱۰ هـ . ش. از طرف ادارهٔ املاک اختصاصی تغییرات بسیاری در آن داده شده است: خیابانهای مستقیم و عریضی احداث و ابنیهٔ زیبائی بنا نموده اند. روزهای پنجشنبه هر هفته بازار عمومی در این قصبه دایر است و معاملات عمده ای صورت میگیرد. در حدود یکصد باب دکان، و یک دبستان و دو آسیای موتوری دارد. ادارهٔ بخشداری، حوزهٔ ۳ آمار، پزشک بهداری، دفتر پست، تلگراف، تلفن، پاسگاه نگهبانی در این قصبه ساکن هستند. جمعیت قصبه در حدود ۱۰۰۰ تن میباشد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۳). || نام قلعهٔ مبارک آباد ساحل گرگان.

کلمات هم‌قافیه با «پهلوی‌دژ»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دژ» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید