معنی پهلوان ملک غوری
5 بازدید
[ پَ لَ مَ لِ کِ ] (اِخ) نام یکی از سران غازان خان. هنگام قتل صدر جهان صدرالدین احمد زنجانی، روز یکشنبه بیست و یکم رجب، در جوی جاندار یکدست صدر جهان را امیر سوتای و دست دیگر او را این پهلوان ملک غوری گرفت و قتلغشاه او را از میان دونیم زد. (حبیب السیر چ خیام تهران ج ۳ ص ۱۵۰).
کلمات همقافیه با «پهلوان ملک غوری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر