معنی پهلوان حیدر قصاب
5 بازدید
[ پَ لَ حَ دَ رِ قَ صْ صا ] (اِخ) نام پادشاه نهم از ملوک سربداران. در غیبت خواجه ظهیر بسال ۷۶۰ هـ . ق. بتخت سلطنت جلوس کرد و سیزده ماه حکم راند و در هنگام محاصرهٔ اسفراین یکی از اطرافیانش او را کشت. (قاموس الاعلام ترکی). دولتشاه در تذکره گوید: او از دِهِ چِشُم است و نوکر خواجه علی شمس الدین بوده و در روزگار مشارالیه یکی از تربیت یافتگان او حیدر بوده و بعد از خواجه علی شمس الدین در میان سربداران حشمتی یافت و مرد پهلوان و اهل مروت بود و سفرهٔ عام داشت. مدت یکسال و یک ماه حکومت کرد و نصراللََّه باشتینی در اسفراین بدو یاغی شد و او بپنج هزار مرد بدر قلعهٔ اسفراین آمد و مدت یک ماه حصار را دربندان کرد و بعد از آن روزی پهلوان حسن دامغانی که از بزرگان سربدار بود و از روزگار خواجه مسعود در میان سربداران مشارالیه بود و سپهسالار پهلوان حیدر قصاب بود با محمد حنطابادی و قتلوق بوغا اتفاق کردند و در طهارت گاه پهلوان حیدر را زخم زده شهید کردند و در بیرون حصار شهر، سر او را ببریدند و پهلوان نصراللََّه باشتینی را آواز دادند و خواجه لطف اللََّه پسر خواجه مسعود در حصار اسفراین بود و پهلوان نصراللََّه و پهلوان حسن دامغانی هر دو اتابک خواجه لطف اللََّه بودند، نقاره بنام امیرزاده لطف اللََّه زدند و سر پهلوان حیدر را بسبزوار فرستادند و کان ذلک فی شهر ربیع الثانی سنهٔ احدی و ستین و سبعمائة (۷۶۱ هـ . ق.). (تذکرهٔ دولتشاه سمرقندی). و نیز رجوع بتاریخ مغول تألیف اقبال ص ۴۷۳ ببعد شود.
کلمات همقافیه با «پهلوان حیدر قصاب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اب» برای سرودن شعر