معنی پهلوان حسن دامغانی
5 بازدید
[ پَ لَ حَ سَ نِ ] (اِخ) نام پادشاه یازدهم از خاندان سربداران است (۷۶۲ -۷۶۶ هـ . ق.). و این خاندان یکی از خاندانهایی است که پس از انقراض سلالهٔ چنگیزیان در ایران ظهور کرده اند. این مرد پس از وفات پهلوان حیدر سبب جلوس خواجه لطف اللََّه شد، و بعدها بسال ۷۶۲ هـ . ق. وی را بقتل رسانید و خود بتخت نشست و آنگاه بمحاصرهٔ استرآباد پرداخت. در خلال این احوال خواجه علی مؤید، سبزوار پایتخت او را ضبط کرد و یکی از نزدیکان و ملازمان پهلوان سر او را بریده و نزد خواجه علی برد. (قاموس الاعلام ترکی). نیز رجوع به حبیب السیر چ خیام ج ۳ ص ۳۶۵ ببعد و تاریخ مغول تألیف اقبال ص ۴۷۵ ببعد شود.
کلمات همقافیه با «پهلوان حسن دامغانی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر