معنی پهلوان بچه
5 بازدید
[ پَ لَ / لِ بَ چْ چَ / چْ چِ ] (اِ مرکب) پهلوان زاده. بچهٔ پهلوان. کودک زورمند. پهلوان خردسال. بچه پهلوان (در تداول مردم قزوین): یکی پهلوان بچهٔ شیردل نماید بدین کودکی چیردل.فردوسی. پس از باره رودابه آواز داد که ای پهلوان بچهٔ گردزاد.فردوسی. || نوچه.
کلمات همقافیه با «پهلوان بچه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «چه» برای سرودن شعر