معنی پهلوانی سرود
5 بازدید
[ پَ لَ سُ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) سرود بزبان پهلوی یا پارسی فصیح : ترا گاه بزم است و آوای رود کشیدن می و پهلوانی سرود.فردوسی. بفرمود تا خوان بیاراستند می و رود و رامشگران خواستند برامشگری گفت کامروز رود بیارای با پهلوانی سرود.فردوسی. سخنهای رستم به نای و به رود بگفتند بر پهلوانی سرود.فردوسی. مغنی سحرگاه بر بانگ رود بیاد آور آن پهلوانی سرود.نظامی.
کلمات همقافیه با «پهلوانی سرود»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ود» برای سرودن شعر