معنی پهلوان‌زاده

معنی پهلوان‌زاده

3 بازدید
[ پَ لَ / لِ دَ / دِ ] (اِ مرکب) زادهٔ پهلوان. فرزند پهلوان. از نسل پهلوان : نگهبان برو کرد پس چند مرد گو پهلوان زاده با داغ و درد.دقیقی. چنان پهلوان زادهٔ بی گناه ندانست رنگ سپید از سیاه .فردوسی. که ای پهلوان زادهٔ پرهنر ز گردان کیهان برآورده سر.فردوسی. بپرسید چون دید روی هجیر که ای پهلوان زادهٔ شیرگیر.فردوسی. که ای پهلوان زادهٔ بچه شیر نزاید چو تو زورمند دلیر.فردوسی. که ای پهلوان زادهٔ بی گزند یکی رزم پیش آمدت سودمند.فردوسی. اگر پهلوان زاده باشد رواست که از پهلوان این دلیری سزاست.فردوسی. پس آگاهی آمد بکاوس کی از آن پهلوان زادهٔ نیک پی.فردوسی. که چون بودی ای پهلوان زاده مرد بدین راه دشوار با باد و گرد.فردوسی.

کلمات هم‌قافیه با «پهلوان‌زاده»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ده» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید