معنی پهلوآکنده
5 بازدید
[ پَ کَ دَ / دِ ] (ن مف مرکب) فربه شده. آکنده پهلو: چریده دیولاخ آکنده پهلو بتن فربه میان چون موی لاغر.عنصری. رجوع به آکندن شود.
کلمات همقافیه با «پهلوآکنده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر