معنی پنگره
5 بازدید
[ پَ گَ رَ / رِ ] (اِ) دیگ بزرگ و طشت و کاسه. (آنندراج). || نوعی بادزن است که بر گندم و غله زنند تا کاه از دانه جدا شود. از مجعولات شعوری است و همان را نیز صاحب آنندراج غلط ترجمه کرده است.[ پَ رِ ] (اِخ) آلکساندر گی. عالم فلکی فرانسوی، دارای مؤلفات معتبر در ذوات الاذناب. مولد، پاریس ۱۷۱۱م. وفات ۱۷۹۶.
کلمات همقافیه با «پنگره»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ره» برای سرودن شعر