معنی پنکوب
6 بازدید
[ پَ ] (اِ) آچار که از مغز جوز و شیر و جفرات سازند ترش بود و در لسان الشعرا بای اخیر نیز فارسی است. (آنندراج). رجوع به بتکوب شود.
کلمات همقافیه با «پنکوب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وب» برای سرودن شعر