معنی پنک
6 بازدید
[ پَ نِ ] (هزوارش، اِ) به زبان زند و پازند آلوچه را گویند و آن میوه ای است معروف. (برهان قاطع). صاحب برهان گوید: بمعنی آلوچه است و چنان نیست و آن منک است بنون بمعنی آلوی کوهی. (آنندراج). و گفتهٔ آنندراج نیز غلط است و کلمه نلک است.[ پَ نَ ] (اِ) وجب باشد که به عربی شبر خوانند. (برهان قاطع). وژه. (آنندراج).[ پِ ] (اِ) گرفتن اعضای آدمی باشد با دو سر انگشت یا ناخن چنانکه به درد آید. (برهان قاطع). گرفتن عضوی از اعضای آدمی باشد به دو انگشت یا پنجه چنانکه به درد آید، و آن را پنج و پنجال نیز گویند و تبدیل جیم با کاف شده. (آنندراج). نشگون. و لله باشی معنی دریچهٔ خانه و وقت بامداد یعنی صبح را نیز بدان افزود، و احتمال میدهد که بمعنی آلو مصحف نلک باشد.
کلمات همقافیه با «پنک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نک» برای سرودن شعر