معنی پنهان گشتن
6 بازدید
[ پَ / پِ گَ تَ ] (مص مرکب) نهان شدن. مستور، مخفی، پوشیده گردیدن. تغریب. (منتهی الارب): گر از چشم سرت گشته ست پنهان بچشم عقل در هست او مُشهَّر.ناصرخسرو. رویش اندر میان ریش تو گفتی پنهان گشته است زیر جغبت کفتار.نجمی. و رجوع به پنهان گردیدن و پنهان شدن شود.
کلمات همقافیه با «پنهان گشتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر