معنی پنده
6 بازدید
[ پِ دَ / دِ ] (اِ) قطره را گویند اعم از قطرهٔ آب و قطرهٔ باران و قطرهٔ خون و امثال آن. (برهان قاطع). چکه. یوجه. لک. لکه. اشک. خال. || نقطه و ذرات. (برهان قاطع).
کلمات همقافیه با «پنده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر