معنی پندنامه
8 بازدید
[ پَ مَ / مِ ] (اِ مرکب) پندنامک. اندرزنامه. نصیحت نامه : بگفتم همه گفتنی سربسر تو ژرف اندرین پندنامه نگر.دقیقی. گر بپند اندر رغبت کنی ای خواجه پندنامه ست ترا دفتر اشعارش.ناصرخسرو. || نامهٔ مشتمل بر پند و نصیحت : به پندنامه و رسول شغل گرگانیان راست شود. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۴۵۴).
کلمات همقافیه با «پندنامه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مه» برای سرودن شعر