معنی پنجهٔ سرگردان
6 بازدید
[ پَ جَ / جِ یِ سَ گَ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) خمسهٔ متحیره، زحل و مشتری و مریخ و زهره و عطارد. رجوع به پنجهٔ بیچاره شود.
کلمات همقافیه با «پنجهٔ سرگردان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دان» برای سرودن شعر