معنی پنجهٔ بیچاره
6 بازدید
[ پَ جَ / جِ یِ رَ / رِ ] (اِ مرکب) پنج بیچاره. خمسهٔ سیارة. پنج ستارهٔ روان. پنج ستارهٔ گردان، تیر و ناهید و بهرام و برجیس و کیوان. عطارد و زهره و مریخ و مشتری و زحل. خمسهٔ متحیره. کواکب متحیره. (برهان قاطع): از هجر مرا دلی است صد پاره بیچاره تر از پنجهٔ بیچاره. بدیعی سیفی (از فرهنگ جهانگیری).
کلمات همقافیه با «پنجهٔ بیچاره»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ره» برای سرودن شعر