معنی پنجهکلاغ
4 بازدید
[ پَ جَ / جِ کَ ] (اِ مرکب) غازایاغی. سبزیی است صحرائی که در آشها کنند. رجوع به آطریلال شود. || قسمی دوختن. زینتی شبیه به پنجه.
کلمات همقافیه با «پنجهکلاغ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اغ» برای سرودن شعر