معنی پنجهپایه
4 بازدید
[ پَ جَ هْ یَ / یِ ] (اِ مرکب) پنجاه پایه. پنجاه پله : بی بَدَل صدری ورای تو بَدل داند زدن تخت پنجه پایه بر اعدا به چاه شست باز. سوزنی. که خواند تختهٔ عصیان تو که درنفتاد ز تخت پنجه پایه به چاه پنجهٔ باز.سوزنی.
کلمات همقافیه با «پنجهپایه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یه» برای سرودن شعر