معنی پنجهزاری
4 بازدید
[ پَ هَ / هِ ] (ص نسبی، اِ مرکب) سکه از نقره که پنج قران ارزد. || مسکوک زر که ده قران ارزیدی.[ پَ هَ ] (اِخ) قریه ای است در زیر علی آباد نزدیک کویر بخوار.
کلمات همقافیه با «پنجهزاری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر