معنی پنجهریخته
4 بازدید
[ پَ جَ / جِ تَ / تِ ] (ص مرکب) پنجه ریزیده. که پنجهٔ آن جدا شده و فروریخته باشد: مردانه من کزین سکو پنجه ریخته خرمن کنم بباد که در جاش آکنند.سوزنی. و «سکو» آلتی است که بدان خرمن به باد کنند.
کلمات همقافیه با «پنجهریخته»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ته» برای سرودن شعر