معنی پنجحس
6 بازدید
[ پَ حِ س س ] (اِ مرکب) پنج قوتهای دریافت و آن سمع است و بصر و شم و ذوق و لمس . حواس خمسه : کان دین را مایه ای همچون بدن را پنج حس لشکری مر ملک عز را چون نبی را چاریار. سنائی. || پنج قوهٔ باطنی، و آن عبارتست از حس مشترک و خیال و واهمه و حافظه و متصرفه : پنج گوهر دادیم در درج سر پنج حس دیگری هم مستتر.مولوی.
کلمات همقافیه با «پنجحس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «حس» برای سرودن شعر