معنی پنجتن
6 بازدید
[ پَ تَ ] (اِخ) پنج تن آل عبا. پنج تن پاک. محمد، علی، فاطمه، حسن و حسین سلام اللََّه علیهم اجمعین. خمسهٔ آل عبا. خمسهٔ طیبة.[ پَ تَ ] (اِخ) نام دهی جزء دهستان یاطری در بخش گرمسار از شهرستان دماوند در ۱۳ هزارگزی مغرب گرمسار و ۴ هزارگزی جنوب ایستگاه راه آهن یاطری دارای ۱۰۰ تن سکنه است. قلعه ای خرابه و امام زاده ای قدیمی دارد. ساکنان آن از طایفهٔ اصانلو هستند. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۱).[ پَ تَ ] (اِخ) نام مزاری در آمل. (سفرنامهٔ مازندران و استراباد رابینو ص ۳۹).
کلمات همقافیه با «پنجتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر