معنی پنجاههزار
5 بازدید
[ پَ هَ / هِ ] (عدد مرکب، ص مرکب، اِ مرکب) پنجاه بار هزار. خمسون الف.[ پَ هَ ] (اِخ) نام دهستانی (روستا) در مازندران. (سفرنامهٔ مازندران و استراباد رابینو ص ۶۹ و ۱۲۵ و ۱۳۱ و ۱۶۰ و ۱۶۵) و آن واقع است به میان جنگل در حوالی ساری. (حبیب السیر چ طهران جزو ۲ از ج ۳ ص ۱۱۲و۱۱۳).
کلمات همقافیه با «پنجاههزار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زار» برای سرودن شعر