معنی پنجاه

معنی پنجاه

5 بازدید
[ پَ ] (عدد، ص، اِ) عددی از دَهگانها بعد از چهل و نه و پیش از پنجاه ویک و نمایندهٔ آن در ارقام هندیه این صورت است ۵۰ و در حساب جمل از آن به «ن» عبارت کنند. خمسون. خمسین : چگونه گیرد پنجاه قلعهٔ معروف یکی سفر که کند در نواحی لوهر.عنصری. بهر تلی بر از کشته گروهی بهر غفجی بر از فرخسته پنجاه.عنصری. ای که پنجاه رفت و در خوابی مگر این پنج روزه دریابی.سعدی. به پنجاه تیر خدنگش بزد که یک چوبه بیرون نرفت از نمد.سعدی. هدف؛ به پنجاه نزدیک گردیدن. اهداف؛ به پنجاه نزدیک گردیدن. (منتهی الارب). || مخفف پنجاه درم که ۱۶۰ مثقال است یعنی ده سیر یا یک چارک.

کلمات هم‌قافیه با «پنجاه»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «اه» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید