معنی پنبه کردن

معنی پنبه کردن

5 بازدید
[ پَمْ بَ / بِ کَ دَ ] (مص مرکب) کنایه از گریختن و گریزانیدن. (برهان قاطع) (فرهنگ خطی). واریشتن. رشته را باز کردن بصورت پنبه. || پریشان و پراکنده ساختن و متفرق گردانیدن. (برهان قاطع). متفرق کردن. (فرهنگ خطی): رای تو پنبه کرد سر بوالفضول را کآگنده بود گوش قبول از ندای ملک. اثیر اخسیکتی (از آنندراج). پنبه کنم لشکرشان را چنان کز تنشان پنبه شود استخوان.امیرخسرو. || کنایه از خاموش کردن. (برهان قاطع): چون بیاید مر ورا پنبه کنید هفته ای مهمان باغ من شوید.مولوی . || دفع و محو کردن. (برهان قاطع): چو خواجه را اجل از ملک پنبه خواهد کرد چه اعتبار ز پشمی که در کلاهش نیست. اوحدی. || منکر شدن. (برهان قاطع) (فرهنگ خطی): نیش در آن زن که ز تو نوش خورد پشم در آن کش که ترا پنبه کرد.نظامی. || عاجز گردیدن. (برهان قاطع). عاجز گردانیدن. (فرهنگ خطی). || نرم ساختن. (غیاث اللغات). || نومید کردن : از خود مکنم پنبه از آن پیش که پشم این پنبهٔ ناز برکشد از گوشت. رزخالی سرخسی (از لباب الالباب ج ۱ ص ۲۱۹).

کلمات هم‌قافیه با «پنبه کردن»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دن» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید