معنی پنبهوز
6 بازدید
[ پَمْ بَ / بِ وَ ] (نف مرکب) پنبه زن. پنبه بز. حلاّج. نداف. (برهان قاطع): سر انا الحق نبود در سر هر پنبه وز لایق حلاج بود مرتبهٔ دار عشق. نزاری قهستانی (از جهانگیری).
کلمات همقافیه با «پنبهوز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وز» برای سرودن شعر