معنی پناهیده
6 بازدید
[ پَ دَ / دِ ] (ن مف) پناه گرفته. پناه کرده. التجایافته. ملتجی شده : هم آنگاهشان خواند از جای خویش به یزدان پناهیده رفتند پیش.فردوسی. || پناه دهنده. (برهان قاطع) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «پناهیده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر