معنی پناخسرو
6 بازدید
[ پَ خُ رَ ] (اِخ) پناه خسرو. فناخسرو معرّب آن است، نام عضدالدوله ابو شجاع بن رکن الدوله امیر آل بویه که در پنجم ذوالقعده سال ۳۲۴ هـ . ق. (۲۴ سپتامبر ۹۳۶ م.) در اصفهان متولد شد و در هشتم شوال سال ۳۷۲ (۲۶ مارس ۹۸۳) در بغداد وفات کرد نام پناه خسرو در سلسلهٔ آل بویه مکرر شده است ولی اغلب مراد ابوشجاع عضدالدوله است. رجوع به عضدالدوله پناه خسرو و ابوشجاع بن حسن رکن الدوله شود: و پناه خسرو ایشان را [ بلوچانرا ] بکشت بحیلتهای گوناگون. (حدود العالم). فخرالدوله برادر پناه خسرو آنگاه که بگریخت و بنشابور آمد. (نوروزنامه). من آن اوج گردون پناخسروم که در خانه می آیم و میروم.نظامی. مرا کز دست خسرو نقل و جام است نه کیخسرو پناخسرو غلام است. نظامی (خسرو و شیرین).
کلمات همقافیه با «پناخسرو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رو» برای سرودن شعر