معنی پل زدن
8 بازدید
[ پُ زَ دَ ] (مص مرکب) پل ساختن. پل کردن. پل بستن و بنا کردن پل : یکی پول دیگر بباید زدن شدن را یکی راه و بازآمدن.فردوسی.
کلمات همقافیه با «پل زدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر