معنی پلیدن
4 بازدید
[ پَ دَ ] (مص) مخفف پالیدن است که بمعنی جستجو کردن و تفحص باشد. (برهان قاطع). پژوهش کردن. تجسس کردن. || آهسته بجائی درشدن. خزیدن: دزد [ در تاریکی شب ] هر چند حیله کرد چیزی نتوانست دزدید به طویله پلید که ستوری نیکو بگیرد آن شب شیری در میان ستوران درآمده بود، دزد دست بر پشت ستوران می نهاد تا هر کدام فربه تر باشد ببرد از قضا دست بر پشت شیر نهاد و از دیگر ستوران فربه تر بود. (سندبادنامه).
کلمات همقافیه با «پلیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر