معنی پلنگینهپوش
6 بازدید
[ پَ لَ نَ / نِ ] (نف مرکب) آنکه لباس از پوست پلنگ دارد. ملبس به پلنگینه. پلنگی پوش : بگفتند کای مرد با زور و هوش [ به رستم ] برین گونه پیلی پلنگینه پوش پدر نام تو چون بزادی چه کرد کمندافکنی یا سپهر نبرد؟فردوسی. یکایک بیامد خجسته سروش بسان پری پلنگینه پوش.فردوسی. سرند از کران دید دیوی بجوش بزیر اژدهائی پلنگینه پوش. اسدی (گرشاسبنامه نسخهٔ خطی مؤلف ص ۳۵). پلنگینه پوشان زاول بکین پسش برگشادند ناگه کمین. اسدی (گرشاسبنامهٔ نسخهٔ خطی مؤلف ص ۶۷).
کلمات همقافیه با «پلنگینهپوش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وش» برای سرودن شعر