معنی پلنگین
7 بازدید
[ پَ لَ ] (ص نسبی) پلنگ دار: رهت مارین و کهسارش پلنگین گیاه و سنگش از خون تو رنگین. فخرالدین اسعد (ویس و رامین).
کلمات همقافیه با «پلنگین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر