معنی پلنگآباد
4 بازدید
[ پَ لَ ] (اِخ) نام قریه ای در دهستان نشتای تنکابن. (سفرنامهٔ مازندران و استرآباد تألیف رابینو ص ۱۰۶).[ پَ لَ ] (اِخ) دهی جزء دهستان اشتهارد در بخش کرج از شهرستان تهران در ۵۴ هزارگزی جنوب شرقی کرج و سر راه شوسهٔ کرج به اشتهارد. دارای ۱۵۹ تن سکنه. ایل شاهسون در بهار به این ده آمده برمیگردند. این ده امامزاده ای دارد که بنای آن قدیم است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۱).[ پَ لَ ] (اِخ) دهی است جزء دهستان مزدقان چای در بخش نوبران از شهرستان ساوه در ۲۶هزارگزی جنوب غربی نوبران دارای ۱۶۴ تن سکنه. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۱).
کلمات همقافیه با «پلنگآباد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر