معنی پلنکه
5 بازدید
[ پَ لَ کَ ] (اِخ) پلنکا. به این اسم در روم ایلی و بلغارستان و صربستان و مجارستان عدّهٔ بسیاری قصبه و قریهٔ کوچک موجود است. از همه مشهورتر اکری پلنکه میباشد که مرکز قضاست و در سنجاق اسکوب ولایت قوصوه در۷۵ هزارگزی شمال شرقی اسکوب نزدیک حدود بلغارستان واقع شده عدّهٔ سکنهٔ آن به ۴۰۰۰ نفر بالغ میگردد. نهرهای اکری دره و دوراق از میان این خاک میگذرد و پلهای متعدد دارد در این مرکز دو جامع، یک حمام، یک ساعت زنگی، یک خرابهٔ قلعهٔ قدیم و قریب صدوپنجاه مغازه وجود دارد و باغها و باغچه های سبز و خرّم گرداگرد آن را فراگرفته است. (قاموس الاعلام ترکی).[ پَ لَ کَ ] (اِخ) پلنکا. نام قضایی است. این قضا از طرف مشرق و شمال شرقی به بلغارستان، و از جانب شمال به حدود صربستان و از سوی مغرب به پره شو و کومانو و از جهت جنوب نیز به قضاهای قره طوه و قوچانه، میرسد و از۴۶ قریه مرکب است. قسم اعظم اراضی آن سنگلاخ و ریگزار است محصولات آن از احتیاجات محلی تجاوز نمی کند. میوه جات علی الخصوص آلو سیاه فراوان دارد. (قاموس الاعلام ترکی).
کلمات همقافیه با «پلنکه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «که» برای سرودن شعر