معنی پلندین
5 بازدید
[ پَ لَ ] (اِ) پیرامن در باشد. (لغت نامهٔ اسدی نسخهٔ خطی نخجوانی). پیرامون و چوب بالائین در خانه باشد و بعضی چهارچوب در خانه را هم گفته اند. (آنندراج): در او افراشته درهای سیمین جواهرها نشانده در پلندین.شاکر بخاری.
کلمات همقافیه با «پلندین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر