معنی پلنتاین
5 بازدید
[ پِ لَ یِ ] (اِ) بارتنگ. بارهنگ. خنگ. خرگوشک. خرگوش. خرغول. خرغوله. چرغول و چرغون. جرغول. جرغوله. ریم آهنگ. ریم آهنج. مُری زبانک. زبان بره. لسان الحمل. نبروشه. خوبکلا. خِمخِم. تخم سپید. بردوسلام. خَبیدَه. ابلنتاین. (ذیل قوامیس عرب تألیف دزی ج ۱ ص ۳).
کلمات همقافیه با «پلنتاین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر