معنی پلمس
6 بازدید
[ پَ مَ ] (اِ) پلمسه. مضطرب شدن و دست و پا گم کردن. (برهان قاطع). اضطراب. || متهم ساختن. (برهان قاطع). || دروغ گفتن. (برهان قاطع).
کلمات همقافیه با «پلمس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مس» برای سرودن شعر