معنی پللیسن
5 بازدید
[ پِ سُ ] (اِخ) پل. ادیب معاصر لوئی چهاردهم. متولد در بریه بسال ۱۶۲۴م. وی از کارمندان زیردست فوکه بود و پس از مغضوب گشتن او از کار برکنار شد و به زندان افتاد و به دفاع فوکه تذکره های شیوا و دلیرانه نوشت و پنج سال در حبس باستیل بماند. بعدها لوئی چهاردهم او را وقایع نگاری خود داد. و وی مؤلف کتابی است در تاریخ آکادمی فرانسه و در ۱۶۹۳م. وفات کرد.
کلمات همقافیه با «پللیسن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سن» برای سرودن شعر