معنی پلخته
6 بازدید
[ پَ لِ تَ / تِ / پِ لَ تَ / تِ ] (اِ)قالبی مشبک یا غربال گونه ای که از شاخهٔ بید و مانند آن سازند و پنیر را روی آن نهند تا آب آن برود و آن را به اسپانیولی پلیتا گویند. رجوع شود به ذیل قوامیس عرب تألیف دزی ج ۱ ص ۱۰۹ س ۱.
کلمات همقافیه با «پلخته»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ته» برای سرودن شعر