معنی پلاشان
5 بازدید
[ پَ ] (اِخ) نام پهلوان تورانی که در بعض مآخذ بلاشان نیز آمده است. رجوع به فرهنگ شاهنامه تألیف ولف شود.[ پَ ] (اِخ) سیزدهمین پادشاه از اشکانیان و پسر پلاش دوم. او در موقع وفات پدر به تخت سلطنت ایران جلوس کرد و ۱۲ سال حکمرانی داشت. (قاموس الاعلام ترکی).
کلمات همقافیه با «پلاشان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر