معنی پلاسین
5 بازدید
[ پَ ] (ص نسبی) منسوب به پلاس. از پلاس : شبی گیسو فروهشته بدامن پلاسین معجر و قیرینه گرزن.منوچهری. پس به ساروج بیندود همهٔ بام و درش جامه ای گرم بیفکند پلاسین بسرش. منوچهری. چنگ زاهد تن و دامانش پلاسین لیکن با پلاسش رگ و پی سر بسر آمیخته اند. خاقانی.
کلمات همقافیه با «پلاسین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر